🔹 آیةالله بهجت:
« مرحوم آخوند فاضل اردکانی خیلی با دستبوسیدن مخالف بود. سیّدی آمد و به ایشان گفت: شخصی سفارش کرده که از جانب او دستتان را ببوسم. ایشان، هم به او و هم به واسطه، بد گفت و سخت ناراحت شد. بعد که غضبش فرو نشست، گفت: خدایا اولاد پیغمبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم – را ناراحت کردم، دلش را آزردم. سپس دستش را دراز کرد و گفت: بیا فلانفلانشده، بیا ببوس، فلانفلانشده، دست کسی را که معصیت نکرده باید بوسید.
اگر فحّاشیهای ایشان – که به جا واقع میشد و بالاتر از موعظه بود – گردآوری میشد، یک کتاب کرامت و اخلاق بود! ». (در محضر بهجت، ج۲، ص۵۶)
🔹 آیةالله بهجت:
«شخصی میگفت: بعد از شیخ انصاری – رحمه الله – به درِ خانهٔ آخوند فاضل اردکانی – رحمه الله – رفتم. در را زدم. آخوند خود دم در آمد، با سر و وضع مخصوص یزدیها؛ پارچهای به سر پیچیده بود و حنکی روی شانه انداخته بود. و وضع مخصوصی در پوشیدن لباس داشت.
گفتم: آمدهام که از شما تقلید کنم. گفت: چرا از میرزا محمّدحسن شیرازی ... تقلید نمیکنی؟ فلان شستن که این همه دوندگی لازم نداره!». (در محضر بهجت، ج۲، ص۴۲۲)