فرامرز رفیع‌پور در کتاب توسعه و تضاد، ص۳۳۵، می‌نویسد:

▫️ «روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۷۳ [چندروز پس از درگذشت آیةالل‍ه اراکی] ساعت ۸ صبح این فرصت را یافتم که برای مدّتی کوتاه به مسجد اعظم قم در محلّ درس آقای آیت‌الله وحید خراسانی بروم. در سرمای زودرس و چند درجه زیر صفرِ آن روز در آن ساعت صبحگاهی، در مکانی در حدود ۳۵ در ۳۵ متر (= ۱۲۲۵ متر مربع) امکان یافتن جایی برای نشستنِ دوزانو بر روی زمین نبود. در هر متر مربّعی باید کم و بیش دو نفر نشسته بوده باشند. یعنی جمعیّتی در حدود ۲۵۰۰ نفر در آن ساعت صبحگاهی و در آن سرما. همین صحنه را در سفرهای بعدی در درس بقیّهٔ اساتید حوزه مشاهده کردم. چنین صحنه‌ای را در تمام دورهٔ فعّالیتم چه در دوران دانشجویی در آلمان، سوئد و انگلستان و چه در زمان استادی در آلمان، آمریکا و ایران ندیده بودم و این نشانهٔ انگیزهٔ بسیار قوی طلّاب بود».

وی سپس به گروهی از طلّاب حاضر در درس اشاره می‌کند که در عرف رایج حوزه، به آن‌ها أصحاب جدار گفته می‌شود:

▫️ «برخی دیگران را نگاه می‌کردند و توجّه چندانی به مطالب نداشتند. انگار از همین که در حال و هوای درس حوزه و در جمع طلّاب هستند لذّت می‌بردند. عدّه‌ای نیز در گوشه‌ای بدون عکس‌العملی (که علامت تمایلات درسی است) با لباسی نظیف‌تر و قیافه‌ای که به نظر می‌رسید حاکی از آن باشد که “ما مبتدی نیستیم؛ ما هم چیزهایی می‌دانیم” نشسته بودند.

آنان که مطالب را می‌نوشتند برای من جالب‌تر بودند. با دقّت بر روی نوشتهٔ شخصی در کنارم نگاه می‌کردم. او بر روی یک دفترِ تقریباً ۶۰ برگ با جلدی نازک در داخل جلد قهوه‌ایِ پلاستیکی می‌نوشت. دفترچه کمی انحنا داشت (ظاهراً به علّتِ تا خوردن). نوشتن را از بالاترین محلّ ممکن روی صفحه (نه از اوّلین خط) و از منتهی‌إلیهِ راست آغاز کرده و ادامه داده بود … مطالب را مو به مو و به طور لغوی امّا با حوصله و آرامش می‌نوشت و اگر فرصت نمی‌کرد هم‌پای صحبت، برخی از کلمات را بنویسد بدون نگرانی و با آرامش، بقیّهٔ مطالب را می‌نوشت. به نظر می‌رسید که مطالب لغوی برایش بیشتر از فهم کلّی مطلب اهمّیت داشته باشد». (توسعه و تضاد، ص۳۳۶)

📚 تقریرات پرحاشیه؛ نگاهی به تقریرات منتشر شده از درس آیت‌الل‍ه‌العظمی وحید خراسانی (مقاله)؛ در: تقریرات، شمارهٔ مسلسل ۴و۵، اردیبهشت و تیر ۱۳۹۵.