✍🏻 علی قنبری بیدگلی
سالها پیش، واعظ متّعظ، مرحوم حاج میرزا احمد سیبویه حائری یزدی (۱۳۳۷ - ۱۴۲۵ ه ق)، چند روزی به قم مشرّف شده و قبل از اذان مغرب در مسجد اعظم قم منبر داشتند. منبرهای ایشان مصادف با ایّامی همچون شهادت حضرت امام موسی بن جعفر - سلام الله علیه - و عید سعید مبعث بود. در روز شهادت حضرت کاظم - علیه السّلام - روی منبر فرمودند:
«یکبار که از کربلا عازم کاظمین بودم، در بین مسیر، اشعاری به عربی در رثای امام کاظم – علیه السّلام – گفتم. و وقتی زیارت کردم و عازم کربلا - موطنمان - شدم، در راهِ بازگشت نیز ادامهٔ آن اشعار را سرودم تا اینکه تبدیل به قصیدهٔ کاملی شد».
سپس چهار بیت از آغاز آن قصیده را روی منبر قرائت کردند. به جهت عرض ادب به محضر نورانی حضرت باب الحوائج إلی الله، و عرض تسلیت به ناحیهٔ مقدّسهٔ مولا و صاحبمان امام عصر - أرواحنا فداه - ، و نیز یادی از شاعر مرحوم که خود از دلدادگان و شیفتگان این خاندان پاک و روضهخوان مصائب ایشان بودهاند، صورت کامل آن قصیدهٔ جانسوز به نقل از مجموعهٔ خطّیِ اشعار آنمرحوم، ص۱۳ - ۱۵، تقدیم میگردد:
🔸 یا قاصداً نحوَ بغدادٍ علیٰ سَفَرٍ
زُر قبرَ موسی إمامَ الجنّ و البشرِ
🔹 بابٌ إلی اللهِ للحاجاتِ قاطبةً
فُلکُ النّجاةِ من الأهوالِ و الخطرِ
🔸 و اذْکُر عبادتَهُ فی السِّجنِ منفرداً
طولَ النّهارِ و جوفَ اللّیلِ و السّحرِ
🔹 مکبَّلاً صابراً فی اللهِ محتسباً
یُجرِی الدّموعَ علی الخَدَّینِ کالدّررِ
🔸 لهْفی لِجُثمانِهِ المَرضوضِ مِن حِلَقٍ
کَجَدِّهِ سَیّدِ السّجّادِ فی الأثرِ
🔹 حتّی إذا سَمَّهُ السِّندیُّ فی رطبٍ
قضیٰ شهیداً مضیٰ راضٍ علی القدرِ
🔸 نعَم رَضُوا بقضاء الله کلُّهمُ
حتّی جری ما علیهم مِن أولی الزّعرِ
🔹 فمنهمُ ماتَ مسموماً بِغُصّتهِ
و بعضُهم مات عطشاناً لَدَی النّهرِ
🔸 أفدی الحسینَ بلا غسلٍ و لا کفنٍ
و حولَهُ فِتیةٌ کالأنجُم الزّهرِ
🔹 مضرَّجاً جسمُه بالدّمِّ منعفراً
و رأسُهُ مُشرِقاً بِالرُّمحِ کالقمرِ
🔸 عیناهُ شاخصةٌ نحوَ السّماءِ و قد
یُذکِّرُ النّاسَ بالآیات و الزّبرِ
🔹 و خَلفَهُ مِن بَناتِ الطُّهر فاطمةَ
حسریٰ سبایاً کسَبْیِ الرّوم و الخزرِ
🔸 من العراق علیٰ ظَهْرِ النّیاق سَرَتْ
نحوَ الشّآم بلا حامٍ و منتصرِ
🔹 و حَرّ قلبی علی السّجّادِ مفتجعاً
مصفّداً باکیاً و الدّمعُ کالمطرِ
🔸 یا حجّةَ اللهِ عَجِّل للنُّهوض متیٰ
تقوم جهراً عَلَی اسْمِ اللهِ و الظّفرِ
🔹 و تَملأُ الأرضَ قِسطاً بعدَ ما مُلِئت
ظلماً و جَوراً لِکی تَصفو من الکدرِ
🔸 تریٰ عُبَیدَک مشغولاً بِذِکرکمُ
علی المنابرِ بل من أوّل الصّغرِ
🔹 ظهری ثقیلٌ من الأوزار منکسرٌ
زادی قلیلٌ من الأعمال فی الکِبَرِ
🔸 لکنّنی سادتی أرجو شفاعتَکمْ
یومَ القیام لکی أنجو مِن السّقرِ
🔹 و إنّ «أحمدَ» یرجو منکمُ صلةً
لا سیّما مِن وفیٍّ صاحبِ الصّررِ.
ناگفته نماند که در لابلای ابیاتِ این قصیدهٔ غرّاء، نکات زیبایی نهفته که شرح آن، مجال واسعی میطلبد. منجمله اشارهٔ شاعر به منبررفتنِ خود از سنّ کودکی (در بیت ۱۷)، و اشاره به کیسههای معروفِ حاوی پول که مولایمان حضرت امام کاظم همراه داشتند و به فقرا میدادند و داستانهایش معروف است (در بیت ۲۰).
▫️ بیدگل؛ سهشنبه، ۲۵ رجب المرجّب ۱۴۴۲، روز شهادت امام موسی بن جعفر - صلوات الله و سلامه علیه - .