در یادداشت پیشین، گفتیم که دو کتابِ بازیگران سیاست و شکوفههای ذوق و ادب، بر اساس تجمیع سلسله مقالات و یادداشتهای شیرینی که ابوالحسن احتشامی در نشریّات و جراید عصر (مانند اطّلاعات هفتگی)، به چاپ میرسانده است، پدید آمدهاند. در این راستا، تقاضا و اصرار خوانندگان مشتاق و علاقمند از سراسر مملکت نیز بسیار مؤثّر بوده است و این معنا از نامههایی که برای دفتر روزنامه ارسال شده و ضمناً از زحمات احتشامی و ذوق جالب وی در تدوین این نوشتارهای جالب و بدیع، تجلیل گردیده، به خوبی معلوم است.
این نامهها به همراه مقدّمهی ارزشمند ناشر کتاب بازیگران سیاست - که به منزلهی مدخلی بر هردو کتاب است - ذیلاً تقدیم حضور میگردد.
«مقدّمهٔ ناشر
فنّ بیوگرافینویسی تحلیلی که متّکی بر موازین روانشناسی و رموز روحی باشد، از فنونی است که در سالهای اخیر در عالَم نویسندگی پیشرفتهای شایانی نموده و از رشتههائی است که نویسندگان معروف و بزرگی چون امیل لودویک و شتفن تسویک در اثر ایجاد و ابتکار این سبک، شهرت عالمگیر یافتهاند.
در بین نویسندگان ایران نیز آقای ابراهیم خواجهنوری از نویسندگانی بود که برای نخستینبار موجد این سبک در ایران گردید و با انتشار مجموعههائی به نام بازیگران عصر طلائی، این فنّ شیرین و دقیق را در ایران معمول ساخت و مواجه با حسن استقبال عمومی گردید.
در بین نویسندگان جوان نیز آقای ابوالحسن احتشامی – که شاید تمام خوانندگان به آثار مختلف ایشان آشنایی داشته و از مقالات لطیف و شیرین و بیوگرافیها و رپرتاژهای ایشان که غالباً در جراید و مجلّات مختلف کشور انتشار مییابد لذّت و استفادهٔ فراوانی برده باشند – ، از نویسندگانی هستند که این سبک را به طرز نوین و تازهتری در معرّفی رجال سیاسی و نویسندگان و شعرا و هنرمندان ایران به کار برده و غالباً در طیّ دو صفحه، چون آئینهای تمام نکات دقیق و حسّاس و رموز زندگی اجتماعی و هنری و سیاسی آنان را در مقابل چشم خواننده قرار دادهاند.
ایشان در چند سال اخیر مخصوصاً قسمت اعظم وقت خود را مصروف معرّفی استادان دانشمند و بزرگواری نمودند که یک عمر به تعلیم و تعلّم مشغول بوده و تمام زندگی خود را در راه اشاعهٔ فرهنگ و ترویج معارف و خدمت به ایران وقف ساختهاند. و آقای احتشامی از این راه، گذشته از آنکه خدمت بزرگی به جامعهٔ فرهنگی ایران نمودند و افرادی که با یک دنیا اطّلاعات و ذوق و هنر در زوایای گمنامی به سر میبردند به ایرانیان و دنیا شناساندند، از نظر اجتماعی نیز دین طبقهٔ جوان را نسبت به استادان فاضل و دانشمند و سیاستمداران خدمتگزار صالح ادا نمودند.
از دیرزمانی بود که غالباً خوانندگان جراید و مجلّات تهران از من میخواستند که این بیوگرافیها را در مجموعهای گرد آورده و تقدیم اهل هنر و اهل ذوق نمایم. ولی متأسّفانه آقای احتشامی از آن نظر که حمل به تظاهر نشود به این کار تن در نمیدادند. تا آنکه اخیراً در اثر وصول نامههای متعدّد از نقاط مختلف کشور که محض نمونه چندتای از آن در این مقدّمه به اطّلاع خوانندگان عزیز میرسد، موافقت نمودند که بیوگرافیهای خود را که در مجلّهٔ اطّلاعات هفتگی و جراید تهران مصوّر و صدای وطن منتشر ساخته بودند، با اصلاحات تازه و افزودن ملحقات و حواشی جالبی در اختیار اینجانب بگذارند. و من خیلی مفتخرم که با انتشار این آثار لطیف و شیرین که هریک مظهر کامل و نمونهٔ حقیقی از حسن قریحه و ذوق سرشار و ابتکار این نویسندهٔ جوان دانشمند میباشد، خدمتی به فرهنگ و اجتماع ایران نمودهام.
و اینک جلد اوّل آن را که شامل شرح حال بزرگترین رجال و شخصیّتهای سیاسی ایران میباشد هدیّه به خوانندگان مینمایم و امیدوارم که بتوانم به زودی جلد دوم آن را که مشتمل بر بیوگرافی شعرا و نویسندگان و استادان و دانشمندان ایران است در معرض استفادهٔ عموم قرار دهم. اینک چند نمونه از نامههای واصله:
از اصفهان؛ ۳ / ۱۰ / ۲۷
نویسندهٔ دانشمند، آقای ابوالحسن احتشامی! بدون مجامله باید عرض کنم که اینجانب یکی از دوستداران آثار جنابعالی بوده وهستم، و همههفته به عشق خواندن مقالات شیوای شما در مجلّهٔ اطّلاعات هفتگی و دیگر جرایدی را که آثار قلمی شما در آنها مندرج است خریداری کرده و با کمال اشتیاق آنها را خوانده و با نظر تحسین آمیخته با تعجّب بدان مینگرم. زیرا نمیدانم چطور شما از یک تصادف و با یک آشنائی مختصر با شخصی میتوانید تا کنه ضمیر او را خوانده و آنطوری که هست او راشناخته و به دیگران بشناسانید. باری، باید با کمال افتخار عرض کنم که جنابعالی اشنفن تسویک ایران هستید.
و ... .
محمّد سیاسی
از تهران / ادارهٔ تعلیمات اجباری وزارت فرهنگ
نویسندهٔ محترم، آقای ابوالحسن احتشامی! قلم شیرین و مقالات شیوای جنابعالی علاوه بر آنکه خواننده را از رشحات خود برخوردار میکند، خوشبختانه بر عکس بسیاری نویسندگان بیهدف ، طرفی را میپیمائید که منتج به سودهای مؤثّر و قابل توجّهِ اجتماعی و اخلاقی است. و اگر از من بپرسند که مقصودِ کدامیک از این راهها مطلوبتر وعالیتر است، معرّفی اساتید بزرگ و قدرشناسی از مقام شامخ علمی و ادبی آنها را که به صورت مقالاتی دلکش در مجلّهٔ اطّلاعات هفتگی انتشار میباید انتخاب خواهم کرد.
در کشوری که کالای علم و ادب، ارزش و خریدار ندارد و صاحبان این سرمایه از کسادی بازار خود رنج و عذاب میبرند، باید نویسندگانی چون جنابعالی را از اینکه وسیلهٔ جلب توجّه جامعه نسبت به علم و ادب قرار میگیرند ستایش کرد. و ای کاش این ستایش و تمجید از خدمات جنابعالی توسّط کسانی به عمل میآمد که افکارشان مظهر افکار عمومی و خود نیز واجد مقامات عالی مهمّی میبود؛ نه از چون منی که در پیشگاه علم و ادب حتّی سمت چاکری و بندگی را هم نتوانم داشت.
آنچه که محرّک ارادتمند در تقدیم این نامه شد، حقشناسی و قدردانیِ یک نویسندهٔ جوان از علماء و دانشمندان هموطن خود میباشد که علاوه بر آنکه ما را در نزد جهانیان به علمپروری مشهور و سرافراز میکند، بالطّبع وسایل رضایت خاطر و آزردگیهای دانشمندان ما را هم از این محیط حقکش و حقناشناس فراهم میکند.
ارادتمند، کوچکتر از آن است که خدمت علمی جنابعالی را از طرف دوستداران علم وادب بستاید؛ ولی به حکم وظیفهٔ اجتماعی، به سهم خود توفیق آن نویسندهٔ محترم و شیرینقلم را در انجام خدمات فرهنگی خواستارم.
علینقی بهمنیار
۴ / ۲ / ۱۳۲۷
از تهران
جناب آقای احتشامی! ارادتمند از خوانندگان باوفای هفتگیِ اطّلاعات، مخصوصاً بیوگرافی و سرگذشتهائی که به قلم شیوای جنابعالی، هرهفته از طبقات مختلف برای یاد بود به جا میگذارید، بیش از سایر قسمتها مرا شیفتهٔ مطالعه میسازد و ... .
خیابان ایران – امینی؛ اردیبهشت ۱۳۲۸.
دفتر مهندس طاهرزاده بهزاد / کوچهٔ نظامیّه، کوی فروردین ۱۶
حضرت آقای احتشامی! دانشمند محترم و نویسندهٔ زبردست اطّلاعات هفتگی!
دانشمند محترم! اینجانب یکی از خوانندگان مجلّهٔ اطّلاعات هفتگی هستم و مقالات جنابعالی را به عنوان شرح حال مردان ایران با کمال میل میخوانم. و مخصوصاً در این شمارهٔ اخیر، شرح حال جناب آقای سیّد حسن تقیزاده و رجل سیاسی و یکی از مؤسّسین مشروطهٔ ایران را که به رشتهٔ تحریر کشیده بودید خواندم و بسیار خوب بود. و اینجانب که یکی از ارادتمندان حقیقی معظّمٌله هستم و از نزدیک شاهد خدمات و مقام شامخ ایشان هستم، میدانم که برای شرح حال یک چنین شخص بزرگ در یک چنین مقالات مختصر چه اشکالات فراوانی موجود است و قلم سرکار در تنظیم این بیوگرافی و بهخصوص در تلخیص آن چه سحری بکار برده است و ... .
مهندس طاهرزادهٔ بهزاد، ۱۷ / ۱۱ / ۲۷
از رفسنجان؛ تاریخ ۲ بهمن ۱۳۲۶
حضور مبارک نویسندهٔ محبوب و توانای ایران، جناب آقای ابوالحسن احتشامی، روحی فداه!
افتخار دارد برای اوّلین دفعه به نام شهر رفسنجان، مراتب تشکّر و احساسات صمیمانهٔ خود و همشهریانم را به حضور نویسندهٔ جوان و عزیز مطبوعات ایران تقدیم نمایم. اثر قلمی جناب اجلّ عالی که امروز قسمتهای حسّاس مطبوعات را تشکیل [داده] و مورد پسند عموم طبقات است، ارادتمندانی را به وجود آورده که برای ابراز احساسات خود جز تقدیم نامه وسیلهای ندارند. برای یک نویسنده بشخصه ولو در منتهای شهرت هم باشد غیرممکن خواهد بود که اثر قلمی خود را در میان مردم بداند و به محبوبیّت خود در میان علاقمندانش پی برد. و از این نظر که برای معروفیّت بیشتر و معرّفی زیادتری از خود شتابان به جلو میرود، فرصت آن برایش حاصل نیست که به گذشتهٔ خود نظر افکند و به اثرش توجّه نماید. جناب اجلّ عالی در ردیف آن کسانی هستید که در اندک مدّت، به اتّکاء [بر] قریحه و استعداد سرشار خود، محبوبیّت بیمانندی که شاید شخص خودتان هم به صد یکِ آن واقف نمیباشید، برای اعتلای نام خود به وجود آوردهاید، و موفّقیت حضرتتان تا اینجاست که نام ابوالحسن احتشامی در میان علاقمندان به مطبوعات با یک حسّ احترام و تکریم و ستایش یاد میشود و آثار قلمی او در جراید، با ولع و شوق مخصوصی مطالعه میشود. و گمان میکنم که برای شما و یک نویسندهٔ دیگر، جز همین ابراز احساسات که قلم شیوایشان به وجود آورده، امید اجر و پاداش بهتری نیست.
باور فرمائید بیان شما چون آثار قلمیتان شیرین و کاملاً مورد پسند است. گفتارهای جنابعالی را در رادیو عموماً میشنوند و بر آن نویسنده و گوینده آفرین میگویند. چرا که هم این دارد و هم آن دارد. و واقعاً چه مقام و عظمتی از این بالاتر که یک جوان که کاش در اجتماع محتاج ما، نظایر فراوانی داشت بتواند معروفیّت و محبوبیّت طبیعی را برای خود ایجاد نماید که فلان مرد سیاسی در طیّ سالیان دراز در انجام خدمتش ولو اعمال او منطبق با انتظار عمومی باشد، عاجز باشد. شما جز این نخواهید و به شهرت نیک فعلی خود در بین هموطنان حقشناس ایرانی فخر و مباهات کنید. وضع مادّی و پولهای فراوان را به دیگرانی واگذار کنید که از نظر عدم نبوغ و فقر معنوی بدان محتاج شوند. احتشامی محبوب در هر نقطه از ایران که خود را معرّفی کند بر سر و چشم جای داده خواهد شد. تراوشات افکار عالیهٔ شما که با قلم توانا بر صفحهٔ کاغذ منعکس میشود، و اثرات نیکوی آن، مثبتترین قدم اصلاح اجتماع است و از آنجائی که نور خورشید بیدریغ همگان را نصیب است، ثمر بخش عموم است، مورد سپاسگزاری و قدرشناسی فرد فرد هموطنان بوده و برای کسانی که دوری از تهران افتخار زیارت حضرتتان را برایشان مقدور نکرده است مایهٔ نهایت تأسّف است.
به جان عزیزتان نیّت قلبی من که شاید و بلکه به طور حتم اینکه افکار عموم دوستداران شما در هر نقطه از کشور خواهد بود آن است که در اوّلین سفر به تهران، جناب آقای احتشامی را که شاید جوانی بیش از بیست و چند ساله نباشد و با وقار مخصوص قلمی خود، خود را شخصی حدّاقل ۵۰ ساله مینمایاند، زیارت کنم و این آرزوی قلبی من است. شما هم دعا کنید که افتخار زیارت حضرتتان را حاصل کنم.
عبّاس خاندانی
نمونههای فوق که جزئی از صدها نامهای است که اخیراً از اقصی نقاط کشور برای نویسندهٔ جوان و دانشمند ما واصل شده، بزرگترین محرّک من در انتشار این کتاب بود. و متأسّفانه آن طوری که مایل بودم در اثر بیماری و عدم توجّه کارگران چاپخانهٔ ایران نتوانستم که از نظر چاپ و کاغذ در نفاست و ظرافت آن بکوشم. و اینک با پوزش از خوانندگان عزیز، امیدوارم که در جلد دوم وچاپهای مجدّدِ آن، این نفیصه مرتفع شود.
سیّد صمد موسوی پاریزی، ۲۰ / ۲ / ۱۳۲۸».