✍🏻 علی قنبری بیدگلی

حجّةالاسلام حاج شیخ مرتضی قاسمی از افاضلِ مدرّسینِ حوزهٔ علمیّهٔ کاشان است. ایشان در سال ۱۳۲۹ هجری شمسی در کاشان متولّد شد و تحصیلات کلاسیک را در زادگاه خود آغاز کرد. بعد از اتمام دورهٔ دبیرستان، وارد دانشگاه شد و پس از مدّتی بر اثر بروز استعداد و نبوغ وی، دعوت‌نامه‌ای از دانشگاه تگزاس آمریکا مبنی بر تأمین بورسیهٔ ادامهٔ تحصیل در آنجا برای ایشان ارسال شد. زمانی که ایشان مبلغ قابل توجّهی را برای تبدیل به دلار در بانک ملّیِ تهران به ودیعت نهاده و در صدد عزیمت به آمریکا بود، ناگهان تصمیم خود را عوض کرده و وارد حوزهٔ علمیّه شد. مدّتی در حوزهٔ علمیّهٔ کاشان سرگرم تحصیل مقدّمات علوم اسلامی بود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی، زیارت حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا – علیه آلاف التّحیة و الثّناء – را روزیِ ایشان و والدهٔ مکرّمه‌شان – رحمة الل‍ه علیها – گردانید.

پس از استقرار در مشهد مقدّس، به مدّتِ شش روز در درس مرحوم ادیب نیشابوری شرکت کرد و بدین‌ترتیب فصل دیگری در زندگانی ایشان آغاز شد. استاد قاسمی پس از مراجعت به کاشان، زاد و راحله‌ای فراهم نمود و در معیّت یکی دیگر از طلّاب کاشان، در سال ۱۳۵۰ یا ۵۱ ه‍ ش، برای تقویت بنیهٔ ادبی و استفاده از محضر ادیب نیشابوری به قصد اقامت عازم مشهد مقدّس شد.

ایشان بعد از چهارسال توقّف در جوار امام رؤوف و استفاده از محضر مرحوم ادیب، در سال ۱۳۵۵ به کاشان بازگشت. پس از توقّفی یک‌ساله در وطن، عازم بلدهٔ طیّبهٔ قم شد و پانزده سال نیز در این حوزهٔ مقدّسه به تحصیل و تدریس پرداخت. استاد قاسمی پس از پانزده سال استفاده و استفاضه از محضر بزرگان، در سال ۱۳۶۷ ه‍ ش حوزهٔ قم را وداع گفته، به قصد اقامت دائمی به کاشان بازگشت و به تصریح خودشان، دوران خسارت علمی ایشان آغاز گردید. ایشان پس از مراجعت و استقرار در دارالمؤمنینِ کاشان، به مشاغل روحانی و اجتماعی – از قبیل امامت جماعت و جمعه، وعظ و خطابه، تألیف و تدریس متون مختلف در مدارس علمیّهٔ کاشان – اشتغال ورزید. محفل گرم ایشان تا به امروز، محلّ اجتماع طلّاب و طبقات مختلف جامعه – به خصوص جوانان – است.

برخورداری از استعداد عالی و حافظهٔ قوی در کنار موهبت طلاقت لسان و حلاوت بیان، به بهترین وجهی مطالعات گستردهٔ استاد را به ثمر نشانده و مجالست با ایشان را بی‌اندازه مفید و ممتّع گردانیده است. به گونه‌ای که آدمی چنانچه متوالیاً چند ساعت در خدمت ایشان بنشیند، باز هم از بیانات ایشان سیر نمی‌شود. مجالسِ ایشان، لبریز از نکات ریز و درشت، و مطالب ارزشمندی است که از بزرگان و اساتید خود آموخته‌اند. در عین حال، به وضوح می‌توان ردّی از حالات و روحیّات ادیب نیشابوری را در وجود ایشان به نظاره نشست؛ نشاط علمی، خطابهٔ شیوا، سخنان حکیمانه و مقرون به شواهد قرآنی و روایی، استشهاد مکرّر به کلمات قصار حکما و بزرگان و نیز شعراء عربی و فارسی، و در یک کلام خصائصی که چونان کهربا، ما را همچون پرِ کاهی به سمت خود کشانده و خوشه‌چینِ خوانِ دانش و فضلِ ایشان می‌نماید.

از خصوصیّات بارز ایشان عشق به مطالعه و کتاب است و در دوران تحصیل حتّی در حال راه رفتن نیز کتاب می‌خوانده‌اند! اکنون نیز که از ناحیهٔ چشم مبتلا به عارضهٔ سختی شده و از نعمتِ مطالعه بازمانده‌اند، هنوز به کمکِ اطرافیان به کتابفروشی‌ها سر زده و از کتب جدید الانتشار سؤال می‌کنند.

📚 (منبع: آموزگار علم و ادب: خاطراتی از ادیب نیشابوری، پیوست دوم، ص۵۷ - ۵۸)