مرحوم آیت‌الله میرزا جعفر اشراقی تبریزی از عشّاق کتاب در زمان خود بوده است. گوشه‌هایی از اهتمام زائدالوصف آنمرحوم به علم‌اندوزی و مسأله‌ی کتابخوانی و مطالعه را ذیلاً به قلم فرزندش - حسین افروغ - می‌خوانید:

«از سال‌هایی که من به یاد دارم، وی مرد عجیبی به نظر می‌رسید. نظم او در تمامی کارها شگفت‌آور بود. منزلی که در تبریز تا آخرین روز در آن سکنی داشت، منزلی قدیمی اما بزرگ بود. تقریباً اندرونی و بیرونی نیز پیدا کرده بود. کتاب‌های فراوان پدر، در همه‌جای خانه به طور منظّم روی هم چیده شده بود. ساختار قدیمی خانه مانع از آن شده بود که پدر بتواند همهٔ کتاب‌ها را در یک مکان جا دهند. اما اگر از ایشان کتابی را می‌خواستیم، بدون فکر، سریع حرکت می‌کرد به طرف کتاب‌های روی هم چیده شده، و از لابلای آنها آن کتاب را بیرون می‌آوردند که گویا همین چند لحظه پیش آن را در آنجا قرار داده باشند.

بسیار مقیّد بود که کتاب را نباید به طور کامل باز نمود، زیرا می‌فرمود: شیرازهٔ کتاب به هم می‌خورد، و ارزش کتاب را به خوب نگهداشتن می‌دانست. به یاد دارم یکبار کتاب یوسف در آئینهٔ تاریخ نوشتهٔ توماس مان را به من دادند تا آن را بخوانم. از اینکه پدر کتابی به من داده، بسیار خوشحال بودم و بسیار مراقب که مبادا آن را خراب کنم. اما خواندن آن کتاب قطور به طول انجامید، و دیگران نیز آن را مطالعه نمودند. این بود که کم‌کم شیرازهٔ کتاب از هم پاشید. پس از مدّتی از ایشان سؤال کردم: چرا کتابتان را پس نمی‌گیرید؟ فرمودند: برای خود یکی دیگر خریدم، زیرا گمان نمی‌کنم که آن کتاب دیگر قابل استفاده کردن باشد!

اطاقی که در آن استراحت می‌نمودند، مملوّ از کتاب‌های منظّم چیده شده بود و هر کدام را که می‌خواستند، مطالعه می‌نمودند و سپس در جای خود قرار می‌دادند. مطالعه را بسیار دوست داشت. روزها که از مراسم نماز و یا سخنرانی برمی‌گشتند کاری به جز مطالعه نداشتند. شب‌ها نیز بسیار کم می‌خوابیدند. چندین‌بار شب‌هنگام بیدار می‌شدند. چراغ مطالعه را روشن کرده، در مطالب کتاب غوطه‌ور می‌شدند.

از حافظهٔ برتری برخوردار بودند. در سال‌های اخیر به جهت تجدید بنای منزل، کتاب‌‌ها را به منزل خواهرم منتقل نمودیم. روزی گفتم: حاج آقا ! شما لیست کتاب‌هایتان را در جایی نوشته‌اید؟ فرمودند: نه، امّا می‌شود همین الآن تهیّه نمود. لذا چند صفحه کاغذ باطله برداشتند و بر پشت آن صفحه‌ها، نام قریب چهارهزار جلد کتاب را فهرست نمودند و من متحیّر شده بودم که ایشان چگونه نام چهارهزار جلد کتاب را در ذهن خود آرشیو نموده‌اند؟».

(یک قطره دریا: نگاهی اجمالی به زندگی مرحوم آیت‌الله حاج میرزا جعفر اشراقی تبریزی (ره)، حاوی نکات و نامه‌های پر ارزش تاریخی، حسین افروغ، گلشن راز، تهران، طبع اوّل، ۱۳۸۹ ش؛ ص۵۱ - ۵۳)