کتاب نفیس یک قطره دریا، حاوی خاطرات ناگفته و زیبایی از بزرگان و عالمان دین است. شاید جذّاب‌ترین بخش این کتاب، قسمت مربوط به أسناد و نامه‌های بزرگان به صاحب‌ترجمه - مرحوم آیةالله حاج میرزا جعفر اشراقی تبریزی - است که خود عالَمی از شور و نشاط روحی و اطّلاعات دینی و اجتماعی است.

بخشی از نامه‌های «دیدنی» و جالب این کتاب، نامه‌های عالِم ربّانی و فقیه وارسته، مرحوم آیةالل‍ه حاج سیّد احمد زنجانی است. گزیده‌هایی از چند نامهٔ آیةالله زنجانی - که حاکی از ذوق سرشار و روح لطیف و طبع ظریفِ ایشان است - را ذیلاً تقدیم می‌کنیم:

❖ «بعد از عرض سلام و ادای تحیّات وافره معروض می‌دارد: در مرقومهٔ شریفه خیلی تأخیر افتاد و مدّت‌ها پیش‌تر از این در انتظارش بودیم. ولی آن‌قدر تأخیر انداختند که رنگِ مرکّبِ ما رفت! باز بد نیست اگر چند روز دیگر تأخیر می‌افتاد، مرکّب به کلّی آبکی می‌شد و خواندن مشکل بود!

باری، مرقومهٔ شریفه دو ساعت قبل از ورود آقا موسی رسید. از دو جهت خوشحال شدیم؛ از مژدهٔ سلامت عالی، و ورود آقا موسی و بچه‌هایش سالمین.

قم امسال هوایش تا حال خیلی خوب گذشته است. جز چند روز در اثنایی که مختصر گرم شده، بقیّه به خوبی و خوشی و اعتدال گذشت، و دو سه روز است حسابی خنک است.

... چند سؤالی را راجع به جنابعالی کرده بودند. از طرز سؤال این بود که ما قدح بنویسیم. ولی حقیر مدح نوشتم و در آخر هم نصیحت نوشتم که در این وقت از زمان که دشمنانِ اسلام از هر طرف به اهل علم هجوم آورده، خوب نیست ما نیز از طرفی خودمان یکدیگر را خراب کنیم». (یک قطره دریا، ص۱۱۱)

❖ «بعد از عرض سلام به عرض می‌رساند: مرقومهٔ شریفه زیارت گردید. از تفقّد عالی خوشوقت گردیدم. از یک مرقومه نقل کردند که نوشته بود: سال گذشته چون مبدوّ به وفات حضرت صادق (ع) و مختوم به وفات حضرت صادق (ع) بود، لذا مملکت ایران بد گذشت. ولی امسال چون مبدوّ به ولادت حضرت رضا (ع) و مختوم به ولادت حضرت رضا (ع) است، مملکت خوش خواهد گذشت! تفأّل خوبی است. امید است که امسال جبران سال گذشته بشود.

... آقا ابراهیم، آخرین فرزند حقیر، که بنده به او همشهری می‌گویم (چون که می‌بینیم سه چهار روز گاه نمی‌بینیم، مثل اینکه اهل این خانه نیست، همشهری است)؛ گویا سرکار از وجود همشهری اطّلاع نداشتید تا او را نیز مشمول عنایت قرار می‌دهید. فضولاً از جانب او سلام عرض می‌کنم. چون در قم نیست؛ چند روز است به طهران رفته.

باری، من به این کاغذ پول داده‌ام؛ تا جای یک سطر مانده باشد ول‌کن نیستم که پول کاغذ هدر برود!

از مراحم حضرت علّامهٔ مجتهدی – دامت برکاته – امتنان دارم. با عرض سلام خدمتشان عریضه را خاتمه می‌دهم، لیکون ختامه مسکاً». (یک قطره دریا، ص۱۱۲ – ۱۱۳)

❖ «... با روزه چطورید؟ ... امّا حقیر با روزه خیلی خوشم. آن هم با من سازگار است. ولی این‌قدر تنبلم کرده که بین من و مرکّب فقط پا شدن فاصله است. هیرِ آن را ندارم که پا شده، مرکّب را آورده، دوات را اصلاح کنم. بلکه همین‌طور با مرکّب آبکی امرم را می‌گذرانم تا خدا چه خواهد.

حضرت آقای مجتهدی پارسال شمع جمع ما بود؛ حالا در تاریکی می‌گذرانیم. خدمتشان سلام برسانید. بنده‌زاده‌ها خدمتتان و خدمت آقای مجتهدی سلام می‌رسانند. این همه درد سرت نمی‌دهم؛ همین‌جا رفع مزاحمت می‌کنم. التماس دعای مخصوص دارم. مخصوصاً در این شب‌ها بالأخص در شب‌های احیا فراموشم نفرمایید. الأحقر أحمد الحسینی الزّنجانی». (یک قطره دریا، ص۱۱۴)

❖ «از تفقّد عالی ممنون گردیدم. حقیر نیز عرض تبریک نمودم؛ سعادت و عزّت و احترام سال نو را برای حضرت مستطاب عالی خواستارم. السّاعه که مشغول عریضه‌ام، باران می‌بارد. از دیشب همین‌طور نم‌نم هست. از سردی هوا مظنون این است که به اطراف، برف می‌آید. روز ۱۵ فروردین است؛ هنوز کرسی پابرجاست. با این که در قم، برج حوت را از بهار می‌شمارند!

... حالِ حقیر الحمد للّه بد نیست. از لوازم شیشهٔ (؟ ظ: سیّئهٔ) ریاست، تنها سنگینیِ گوش و ضعف باصره و سستیِ پا و ... و ... بهره‌برداری داریم. بیشتر از این هم به ما نمی‌رسد.

سرکار مزاجاً با محیط تبریز چگونه هستید؟ محیط با حضرتت می‌سازد یا حضرتت با محیط می‌سازد؟ به هر حال امید است خوش و خرّم باشید. اگر با حضرت آقای مجتهدی، دائی‌اوغلی، و کذا بی‌بی‌اوغلی ارتباط نزدیکی دارید خوش می‌گذرد، و الّا اگر از دور به نهج مذکور باشید التماس دعا». (یک قطره دریا، ص۱۱۷)

❖ «به عرض عالی – بعد از عرض سلام و تحیّات زاکیه – می‌رساند: ... جواب تبریک عالی وقت اداش گذشت. در قضا نیز فتوای حقیر بر مواسعه است. خصوصاً تابستان قم که گرما پنچرمان کرده. به هیچ چیز نمی‌رسیم. تازه هوا قدری رو به اعتدال نهاده. یواش‌یواش دستمان به قلم، و قلممان به کاغذ می‌رسد. آیا کاغذمان به تبریز برسد یا نه؟ آن دیگر اختیارش دست ما نیست. بلکه دست ... یا ادارهٔ پست است. آیا برسد و یا اینکه مانند مجلّه‌های رسالة الإسلام آزاد در رسانیدن و نرسانیدن باشد؟! الآن سال هشتم است که این مجلّه منتشر می‌شود. بنده سه جلد از آن را تجلید کرده‌ام. بقیّه چون ناقص بود تجلید نکردم؛ از هر سال یک عدد یا دو عدد کم آمده.

... الحمد للّه تعالی خوب باشید و خوش باشید و گاهی با دو کلمهٔ مرقومه یادی از ما بفرمائید. مثل آقای مجتهدی به کلّی در بوطهٔ نسیان نگذارید! خدمت همهٔ آقایان رفقا سلام دارم. أحمد الحسینی الزّنجانی، ۲۳ / ۱ / ۱۳۷۶ ه‍ ق». (یک قطره دریا، ص۱۱۸ – ۱۱۹)