گاهی با خود خیال می‌کنم که وقتی کیوان سمیعی از غربت دوست خود مرحوم آزاد همدانی و انزوای اشعار و آثارش سخن می‌گوید، و این ابیاتِ او را یادآور می‌شود:

پس از مرگ من دیگران را سزد  /  که از من بجویند نام و نشان  //  پیِ جمعِ شعر پراکنده‌ام  /  به بهمان کنند التماس و فلان!

در واقع، خود نیز چنین افکاری در سر داشته است و می‌خواسته افرادی را پس از وفاتش، به دنبال خود بکشاند تا غربت و انزوا و مهجوری خویش را بدان‌ها بنمایاند.

اکنون چند سال از آن صبح دل‌انگیز پائیزی می‌گذرد که من در کتابخانهٔ مرکز فقهی ائمّهٔ اطهار - علیهم السّلام - نشسته بودم و کتاب زندگانی سردار کابلی را مطالعه و تورّق می‌کردم. آن واقعه، اوّلین مواجههٔ مستقیم من با روح بزرگ و آزاد کیوان بود و تا به همین لحظه که مشغول تحریر این سطور هستم، نه‌تنها آن اشتیاق نخستین فروکش نکرده، که بر آن فزوده است.

امّا جستجوی آثار او کار آسانی نیست. هریک را در گوشه‌ای از این مملکت پهناور یافته‌ام و در کتابخانهٔ منزل گردآورده‌ام؛ از تبریز و گرگان و کرمانشاه گرفته، تا تهران و قم و... . گذشته از اینکه هنوز فهرست داشته‌هایمان تکمیل نشده و آثاری از او هنوز دستیاب‌مان نگردیده است.

با این وجود، ضرورت پایگاهی هرچند ناقابل و کوچک، برای دست‌یافتن به احوال و آثار وی ضروری می‌نمود. لهذا کانال خلوتی به نام مبارک کیوان سمیعی افتتاح شده و جمع محدودی از دوستان و سروران پیرامون آن گرد آمده‌اند. شاید همین قدم کوچک، بعدها ممهّد کارهای بزرگتری برای آن رادمردِ آزاده باشد.

لینک کانال کیوان سمیعی هم این است:

KeyvanSamiei@

امیدوارم که روزی جامعهٔ علمی و ادبی‌مان، به ارزش آثار کیوان پی ببرد و غبار فراموشی از آن بسترد؛ یا رب دعای خسته‌دلان مستجاب کن!