✍🏻 سیّد هادی طباطبایی
تاریخ روحانیّت و مرجعیّت نشان میدهد که گاه، اطرافیان بر آیتالله اثر گذاشته و رأی ایشان را تغییر دادهاند. امّا وظیفه و رسالت اوّلیهٔ اطرافیان، مراقبت از آیتالله و جایگاه ایشان بود.
✍🏻 سیّد هادی طباطبایی
تاریخ روحانیّت و مرجعیّت نشان میدهد که گاه، اطرافیان بر آیتالله اثر گذاشته و رأی ایشان را تغییر دادهاند. امّا وظیفه و رسالت اوّلیهٔ اطرافیان، مراقبت از آیتالله و جایگاه ایشان بود.
✍🏻 سیّد هادی طباطبایی
[حاج احمد خادمی]
«امام خمینی نسبت به آقای بروجردی ارادت و علاقه داشت؛ منتها آقای بروجردی یک خادمی داشت که بعضی اوقات بدرفتاری داشت و حتّی من شنیدم امام خمینی گفته بود: اگر آقای بروجردی این حاجی احمد (خادم مرحوم بروجردی) را بیرون کند، ما حتّی برای آقا ظرف آب پر میکنیم. تا این حد! آقای خمینی دارای قلب صافی بودند؛ امّا در وقت انتقام از دشمنان خدا هم حسابی شدیداً انتقام میگرفت».
✍🏻 علی قنبری بیدگلی
مقدّمه
زمانی که این حقیر به تحصیلِ رسائل و مکاسب اشتغال داشتم، عصرهای چهارشنبه یا پنجشنبه که فراغتی از درس و بحث حاصل میشد، به کوچهٔ ارک میرفتم تا مانند بسیاری از طلّاب به کتابفروشیهای قدیمی و معروفِ این ناحیه سری زده، کتب مورد احتیاج خود را با قیمتِ ارزانتری تهیّه کنم، یا اگر احیاناً کتابِ نایابی از حقیر دلبری کرد، آن را به چنگ آورم.
✍🏻 بازخوانی و تصحیح: علی قنبری بیدگلی
«بدان که کلید سعادتِ هردو دنیا، شناختنِ نفس خود است؛ یعنی خودت را بشناسی. زیرا که شناختن آدمیْ خود را، کمک بر شناختنِ آفریدگار خود مینماید. چنان که خدا در قرآن میفرماید: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ؛ زود باشد که نشان بدهیم به آنها آثار قدرتِ کاملهٔ خود را در عالَم نفْسهای ایشان تا معلوم شود ایشان را که اوست پروردگار حقّ و ثابت.
آنچه در پی میآید، خاطرات مختصر حجّةالإسلام سیّد حسین هاشمیتبار بیدگلی از حجّةالإسلاموالمسلمین مرحوم شیخ رحمتالله دلّالزاده میباشد که در ویگلنامک [: مجموعهمقالات بیدگلشناسی]، ج۱، ص۸۵ – ۸۶، به چاپ رسیده است.
✍🏻 علی قنبری بیدگلی
در یادداشت پیشین، مختصری پیرامون شرح احوال حجّةالإسلاموالمسلمین مرحوم شیخ رحمتالله دلّالزاده (م ۱۳۹۶ ه ق) تقدیم شد.
در آنجا عرض شد: «در زمان کودکی ما، اطاقی در منزل مرحوم پدربزرگ وجود داشت که وسائلِ مرحوم شیخ رحمتالله را در آن نگهداری میکردند. ... کتابهای زیادی هم در طاقچهها و قفسههای آن اطاق قرار داشت. ... بعد از ازدواج مجدّد خالهجان و هجرتشان به تهران، بخش اعظم آن کتابخانه به منزل فرزندشان منتقل شد و در کتابخانهٔ شخصی ایشان ادغام گردید. امّا یک صندوق کتاب و دو چمدان اعلامیّه و جزوه و دفتر یادداشت از آنمرحوم در همان اطاق قدیمی باقی ماند».
✍🏻 علی قنبری بیدگلی
حجّةالإسلاموالمسلمین مرحوم شیخ رحمتالله دلّالزاده (فرزند حسن، متولّد ۲۵ / ۳ / ۱۳۲۸ ه ش) از روحانیون جوان بیدگل و از محصّلین مدرسهٔ علمیّهٔ آیةالله یثربی در کاشان بوده است. تحصیلات حوزوی آنمرحوم بیش از شش سال به طول نیانجامیده؛ امّا در طیّ همین شش سال به جهت اقدامات مؤثّر دینی و مشاغل رایج روحانی – اعمّ از امامت جماعت، وعظ و خطابه و مانند آن – مورد احترام و ارادت مردم بیدگل، و بهخصوص اهالیِ محلّهٔ «علیاکبر»[1] بوده است.
✍🏻 مرحوم شیخ علی آزاد قزوینی
«روزی که وارد نجف اشرف شدم و رفتم به مدرسهٔ بزرگ آخوند خراسانی - قدّس سرّه - ، ایّام تابستان بود. شب رفتم پشت بام مدرسه بخوابم. جمعیّت زیادی از آقایان طلّاب، پشت بام مدرسه میخوابیدند و بنده هم خوابیدم. نصف شب از خواب بلند شدم و مشغول نماز شب شدم و بعد از نماز شب، وقت اذان صبح شد؛ من هم مشغول اذان گفتن شدم.
فرامرز رفیعپور در کتاب توسعه و تضاد، ص۳۳۵، مینویسد:
▫️ «روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۷۳ [چندروز پس از درگذشت آیةالله اراکی] ساعت ۸ صبح این فرصت را یافتم که برای مدّتی کوتاه به مسجد اعظم قم در محلّ درس آقای آیتالله وحید خراسانی بروم. در سرمای زودرس و چند درجه زیر صفرِ آن روز در آن ساعت صبحگاهی، در مکانی در حدود ۳۵ در ۳۵ متر (= ۱۲۲۵ متر مربع) امکان یافتن جایی برای نشستنِ دوزانو بر روی زمین نبود.